خرید بک لینک
اومدم شیراز امشب بازی جام جهانی بود

هجمهی حال بدیهام مدتی است به هجمه ی حالخوبی هام غلبه میکنه

فاطمه منو خیلی لوس کرده و با توجه بی حد و مرز به من از من یه تنبل تمام عیار ساخته

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:45

گیتس یک بار به دانشجویان دانشگاه واشنگتن گفت:

�خواست شما برای داشتن میلیون ها دلار را درک می کنم. با پول، انسان به آزادی های معناداری دست پیدا می کند. اما زمانی که از یک مرزی رد شوید، همبرگرها همچنان مزه همبرگر خواهند داد.�

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:45

دارم با بغض مینویسم خدا من اینقدر تغییر نکردم که به مرحله ی انزجار رسیدم خدا دیگه با چه زبونی صدات کنم ؟ امروز 10 میلیون سود کردم اوضاع اصلی کسب و کار هم خیلی تعریفیه و عالیه من نمیخوام اینجوری اسیر

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:45

به نام خدا من پوریا بزرگمنش این روزا با چالش های متفاوتی روبرو هستم از نظیر مهمونایی که مرتب میان خونمون و زمان کار و تلاش رو از ما گرفتن نظیر دایی بزرگوار دوس دارم برای خودم زمان بیشتری بزارم زمانی

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:45

الان در بدترین شرایط زندگیم به سر میبرم

و اوج نا امیدی هستم

آرزوم اینه

خدایا مرگ منو همین امشب برسون

یا خیلی موفقم کن و گره از کارهام بردار

خیلی خیلی احساس نا امیدی دارم

از خودم خیلی بدم میاد

زنم از دستم خیلی ناراحته و میخواد بزاره بره

هیشکی منو حساب نمیکنه

همه ترکم کردن

ذهنم خیلی شلوغه و اصلا نمیتونم سر و سامانش بدم

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:45

ادمین اصلی کارام رفت

به قول بهنام " خدا بهت لبخند زد "

استرس باهات نباشه که سکان کشتی زندگیت از دستت در بره ...

با حرفه ای ها بیزنس کن نه با آدمای کمی که ارتباطاتت رو میپیچونن

زبان مذاکره رو یاد بگیر

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:45

چرا هر چی میریم جلو نمیرسیم چرا اینقدر سخت میگیری زمونه فاطمه امید تنهاییای من هم امشب گفت نمیخواد باهام زندگی کنه گفت تلخی تو تو زندگی خیلی زیاده ... اولویتت کاریه که توش هم موفق نیستی گغت میخواد

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:45

پشیمونم از اینکه ازدواج کردم و دو سال هم گذشت

هیکل زنمو دوس ندارم

دهاتیه و خز میپوشه

حس میکنم خیلی خیلی اشتباه کردم

حالم خوش نیست

مثل همه ی روزا

این هجم از خستگی عجیبه

کارها روز به روز زیادتر میشن و من روز به روز تنها تر

احساس خستگی تنهایی و ابهام از اینده تو وجودمه

کمبود محبت دارم حس میکنم همه دوس دوستناشون دروغه

حس حقارت میگیرم از ادما

کارم خیلی خستم کرده

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:45

سلام باز اومدم که واسه خودم بنویسمعامل تموم حال خرابی های من خودمم نه هیچکس دیگهیه هفته ای هست به شکر خدا خونمون رو عوض کردیم و از اون دخمه داغون بیرون اومدیم و الحمدالله حالم خیلی بهتره ماشین دادم خا

برچسب: نویسنده: آرتمیس رضاپور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:45

صفحه بندی